خرید بک لینک

درباره سایت

جمعه ای که گذشت و پنج دقیقه تا پایانش وقت هست

امکانات وب

خدایا من عیّار خاصی ندارم که بخوای آن را بسنجی! دنیای من خیلی کوچیک هست! این کوچک هم تاریک و دوست نداشتنی هست!

دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۹

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 اسفند 1399 ساعت: 3:51

به طور ترسناکی عصبی هستم، وحشیانه سیبم رو گاز میزنم، لیوان آب رو سر میکشم، میریزه به اطراف، عمیقاً دوست دارم جیـــغ بزنم.

سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 اسفند 1399 ساعت: 3:51

انشاءالله همهی پدرها زیر سایه مولامون امام علی(ع) سلامت باشند و خودم بتونم ذرهای از محبت پدرم رو جبران کنم. ✓ فرکانسی زیر: خدایا مراقب همهی پدرها باش♥️

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 اسفند 1399 ساعت: 3:51

اینکه مسائلی هست که تغییرش از قدرت ما خارج هست، اصلاً از ابتدا در ما تعبیه شده و نمیشه تغییرش داد، اینکه آدمی جز بدبیاری و حسرت هم چیزی نداره جز این مسائل هست! اینکه میگن خدا بهترش رو واست کنار گذ

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 اسفند 1399 ساعت: 3:51

می خوام بی تفاوت باشم اما نمی تونم، دارم خودمو گول می زنم که مهم نیست، تهش چیکار می کنم، چیکار نمی کنم، دلم مثل سیر و سرکه می جوشه! می خوابم تو خواب چیزی که انتظارشو می کشم رو خواب می بینم، با سروصدا بیدار می شم دوباره پریشون حالم! ممی دونم از کی کمک بخوام، کسی هم نیست که بتونه کمکی کنه! خیلی دلم شکسته، زیر چشمهایم گود افتادن، دوست ندارم با کسی حرف بزنم، 99 اینجوری شروع شد وای به حال ماه های پیش رو، فقط این رو خوب می دونم این من ، من سابق نمی شه!

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

چقدر من بد بودم و خودم نمی دونستم، چقدر زشت و کریه بودم که بهم پشت کردی و هیچکدوم از خواسته ها اجابت نمی شه کمی دلخوش بشم، نه خودت، نه پیامبرت، نه معصومینت هیچکدومتون نه صدای منو می شنوید نه خواسته ام

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

دلم می خواد اینقدر گریه کنم و ضجه بزنم شاید خدا دلش بسوزه! اما خسته ام و توانی نمونده واسه انجام این کار! سخت می گذره، سال رو به بدترین شکل ممکن شروع کردم! هزار چرا توی ذهنم جولون میدن، من اشتباهی نکردم که تاوانش این باشه، اما هر چه که هست نمی تونم ببخشم و فراموش کنم.
کاش امروز صبح خبری بشه! من از انتظار و نگرانی بیزارم.

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

هیچکس عمق درد من رو نمی فهمه، فقط خدا می فهمه که خودشو به خواب زده. آی خدا دلگیرم ازت.

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

خیلی حالم بده گریه امونم نمیده. خدایا ببین، بشنو حرفهایمو.

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

شب به وقت خواب، با خودم می گم، خوبه، آزاد می شم از اینهمه فکر! صبح به وقت بیداری دلم می لرزه!

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

اتفاقی بارون گرفت، صدای رعد و برق! توی پنجره ایستادم و بارون نگاه کردم و صداهای رعد رو گوش دادم، نسیم خنکی هم می وزید، خود بهار هست! حدوداً یک ربع، بیست دقیقه! بی هوا دلم واسه حرف زدن با خدا تنگ شد، د

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

نمی دونم تا کی باید انتظار بکشم! نمی دونم تا کی سهم من از زندگی همش انتظار هست! نمی دونم تا کی این مردنهای ثانیه ای وجود دارن! نمی دونم تا کی، نمی دونم.

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

دیروز کمی آروم شده بودم، اما امروز باز هم خوب نیستم. روزها شبیه آخرالزمان شده یا شاید هم واقعاً اتفاق افتاده و داریم کم کم به عمق ماجرا میریم، من که به این روزها خوشبین نیستم و امیدی هم به درست شدن اوضاع حالا حالاها ندارم، اوضاع بدتر از اون هست که فکر می کنیم. همه چیز روی هوا هست! کااش اماممون ظهور کنه و همه آدمهای راحت بشند از این همه مصیبت و بلا!

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

دلم می گیره از تموم دنیا وقتی ناخودآگاه فکرم درگیر می شه، که هیچ اهمیتی واسه کسی ندارم و ملاحظه من رو نمی کنند و هر رفتاری دلشون خواست می کنند! آدم هم ظرفیتی داره و در نهایت پر می شه و شعله های درونش

برچسب: نویسنده: غزل جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 0:48

صفحه بندی